ریاضیات

وبلاگ گروه ریاضی ناحیه 2 ارومیه

مدیریت ذهن
ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

Mind – Management

 

 

Mind-management (MM) as an expression sounds simple, and management of your


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 ترجمه: گروه ریاضی ناحیه  

٢ ارومیه

1388-1389 

  

 

Mind – Management

 

 

Mind-management (MM) as an expression sounds simple, and management of your mind will be simple, once you know how to use it.

Mind-management is made up of two words, mind & management.

The combination of mind and management spells awareness and success.
If, for a moment we can believe that 100% MM is possible, then the outcome must be 100% success. Now look at yourself, and find out how much MM you have already!

To help that process we will look at some of our mis-management habits!

1.      If you have self doubt, would that be good MM? NO!

2.      If you have emotions, which are stopping you from doing things you would like to do; - good MM? NO!

3.      If you worry a lot, would that be good MM? NO!

4.      What if you regret, blame, judge, feel guilty, and so on -good MM? NO!

Now ask yourself, how well are you managing your mind, and answer yourself in percentage terms. How much?

If you manage your mind 50%, very good - now you know that your success rate would also be 50%. That's how successful you are! Is that enough success for you?

Mind Management in Everyday Life

The mind is a subject which has to be analyzed in relation to our day-to-day activities, because whatever is said about the mind as theory simply develops into a concept and a philosophy. Yoga has certain ideas as to how the mind functions. It has defined mind as manas, the process of reflection, buddhi, the process of intellect, chitta, memory, and ahamkara, the ego principle. Many books have been written on these four subjects, but no one is quite clear as to how the mind interacts in life, and we only have our personal experiences to go by.

We can observe the various aspects of the mind and how they manifest without trying to define the mind. In every individual's life we can see a very beautiful process: something subtle in the form of an idea, a desire and a thought manifesting and implementing itself at the gross level. There is an intimate link between our subtle nature (the mind), the other nature which is more subtle than the mind (consciousness) and our life (the visible world of objects and senses). There is a flow of information which comes from consciousness to the mind and into the body; the body is simply a medium through which the mind expresses itself.

Therefore, it is important that we do not differentiate between the thinking nature and the acting instrument, which is the body. We have to see it as the flow of one stream of an idea, coming from the subtle invisible to the manifest visible. For example, an idea evolves at the deepest levels of our nature; that idea later on becomes a desire; the desire later on creates a plan of action, and that plan of action is later on implemented by the senses, the body.

So, we have a concept, which is related with the ahamkara aspect, the ego principle or the 'I' identity. All concepts in life generate from this dimension of 'I' identity, the nature of individuality. Later on, this concept, which evolves at the level of the 'I' identity, filters down to the lower levels of the mind: the intellect, the memory and the reflective processes, and is identified as a desire or a need. This desire or need is then linked with our aspirations, our strengths and our weaknesses, and it takes a definite form for the fulfilment of the vacuum that we feel when we reflect on ourselves.

What is a desire? Desire simply means a wish to attain something that we find lacking at present in our life. How do we identify what is lacking in our life? An intricate process of analysis happens at the unconscious level where the subtle mind, the ego principle, observes and analyzes the needs and the absence of something which we try to fulfil later on in the course of our lives. The concept is converted into desire, desire is converted into a need, the need is converted into an action, and the action is converted into a result. In this process, the consciousness, mind, senses and body work as one integrated unit. At present there is no direction to this flow of mental energy, there is no control over the chan-nelization of the mental forces which manifest in the body. There is internal confusion. There is psychological confusion. There is unconscious confusion. But we are not aware of this internal confusion until it comes to the forefront of our manifest conscious mind.

Modern psychology says there is the conscious mind, the subconscious mind and the unconscious mind. Yoga says there is the active mind, the passive mind and the dormant mind. The active mind is linked with the conscious mind, the passive mind is linked with the subconscious mind and the dormant mind is linked with the unconscious mind. But beyond this there is another state of super-mind, or awakened mind, where there is no differentiation or distinction between the different aspects of the mind such as manas, buddhi, chitta and ahamkara. Whatever state of mind we talk about, we have to know whether it is the unconscious state, the subconscious state or the conscious state.

 

مدیریت ذهن

مدیریت ذهن به تعبیری آسان به نظر می آید ومدیریت ذهن شما آسان است، بستگی به این دارد که چگونه آن را به کار ببرید.

مدیریت ذهن از دو کلمه تشکیل شده است: مدیریت و ذهن

ترکیب ذهن ومدیریت آگاهی و موفقیت را در پی دارد.اگر،برای لحظه ای بتوانیم باور داشته باشیم که 100 درصد مدیریت ذهن امکان پذیر می باشد،آنگاه حاصل آن بایستی 100 درصد موفقیت باشد.اکنون به خودتان بنگرید و دریابید که قبلا" چه مقدار مدیریت ذهن داشته اید! برای کمک به این روند ما به بعضی از عادت های سوء مدیریت می نگریم.

1.      اگر به خود شک داشته باشید،آیا این مدیریت ذهن خوبی است؟ نه

2.      اگر احساسات داشته باشید که شما را از انجام دادن کارهایی که دوست دارید انجام دهید بازدارند آیا مدیریت ذهن خوبی است؟ نه

3.      اگر نگران باشید ، آیا مدیریت ذهن خوبی دارید؟ نه

4.      اگر تاسف بخورید ، سرزنش کنید ، قضاوت کنید ، احساس گناه کنید و ... آیا مدیریت ذهن خوبی دارید؟ نه

اکنون از خودتان سؤال کنید چقدر خوب ذهنتان را مدیرت کنید و پاسخ را به درصد بدهید، چه مقدار؟

اگر50 درصد ذهنتان را خوب مدیریت کنید اکنون می دانید موفقیت شما نیز 50 درصد است.این نشان می دهد که چقدر موفق هستید! آیا این مقدار موفقیت برای شما کافی است؟

 

مدیریت ذهن در زندگی روزمره

     ذهن موضوعی است که باید در ارتباط با فعالیت های روزمره ما مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. به خاطر اینکه آنچه درباره ی ذهن به عنوان یک تئوری بیان می شود ،  صرفا در مفاهیم و فلسفه تکامل می یابد. یوگا ایده های مشخصی دارد که چگونگی کارکرد ذهن را بیان می کند. یوگا ذهن را به عنوان manas روند واکنش،buddhi  روند فکر،chitta  حافظه وahamkaras اصل خود ، بیان می کند. کتابهای متعددی در مورد این چهار موضوع به رشته تحریر در آمده است. اما هیچ کدام از آنها به روشنی اینکه چگونه ذهن در زندگی اعمال متقابلی انجام می دهد ، نمی باشد و ما صرفا تجربیات شخصیمان را به کار می بریم. ما می توانیم جنبه های گوناگون ذهن را مشاهده کنیم و اینکه چگونه آنها بدون تلاش تعریف کردن ذهن آشکار می شوند. در زندگی هر فرد ما می توانیم روند خیلی زیبایی را ببینیم .چیزی ظریف و دقیق به شکل یک ایده ، یک آرزو و تفکری که آشکار می شود و خود را در یک سطح ناخالص به تکامل می رساند. پیوند آشنایی  بین  ذات ظریف ما (ذهن ما) و ذات دیگری که ظریف تر است از ذهن (خود آگاهی) و زندگی ما (دنیای مرئی اشیا و احساس ها) وجود دارد. جریان اطلاعاتی که از خودآگاه به ذهن و جسم ما می رسد ؛ بدن تنها یک واسطه است که از طریق آن ذهن خودش را بیان می کند.

     بنابراین مهم است که ما تفاوتی قائل نشویم بین ذات تفکر و وسیله به کار بردن آن که همان جسم می باشد. بایستی آن را مانند جریان سیال یک ایده ببینیم که از پدیده دقیق نامرئی به ظاهر مرئی پدیدار شده است. مثلا یک ایده در پایین ترین سطح ، طبیعت ما را در بر می گیرد که آن ایده سپس به آرزو تبدیل می شود و آن آرزو برنامه ی عمل را  می آفریند و آن نقشه عمل به وسیله حواس ما تکمیل می شود ، که همان جسم است.

   بنابراین ما مفهومی داریم که به جنبه ی ahamkara مربوط است ، اصل خود یا خودهمانی. همه ی مفاهیم زندگی از بعد خودهمانی ناشی می شود ، ذات و فردیت. آنگاه این اندیشه که دربرگیرنده ی سطح خودهمانی ، که به سمت پایین ترین سطح ذهن پالایش می شود: خرد ، حافظه و روند های واکنشی ، و به عنوان یک آرزو یا نیاز مشخص می شود. این آرزو یا نیاز آنگاه با الهامات ارتباط پیدا می کند ، قدرت و ضعف ما و شکل نهایی خودش را می گیرد برای تکمیل کردن خلائی که ما زمانی که به خودمان بازگشت می کنیم ، احساس می کنیم.

   آرزو چیست؟ آرزو صرفا به معنای رسیدن به خواسته ای است که در حال حاضر در زندگی فاقد آن هستیم. چگونه مشخص می کنیم که چه چیزی در زندگی نداریم؟ روند پیچیده ی تجزیه و تحلیل رخداد ها در یک سطح نا خودآگاه که ذهن دقیق ، اصل خود ، مشاهده می کند و نیاز ها و عدم وجود چیزی که ما سعی می کنیم در دوره ای از زندگی تکمیلش کنیم. ذهن به آرزو تبدیل می شود ، آرزو به نیاز مبدل می گردد و نیاز تبدیل به عمل می شود و عمل به یک نتیجه می رسد. در این روند خودآگاه ، ذهن ، حواس و بدن مثل یک واحد منسجم عمل می کنند. ذهنی که در جسم نمود پیدا می کند وجود ندارد. یک پیچیدگی درونی وجود دارد که آن پیچیدگی روانشناسانه ، پیچیدگی ناخودآگاه ، است. لیکن ما از این پیچیدگی درونی تا زمانی که به ضمیر خودآگاه ما نمود پیدا نکند ، آگاه نیستیم.

   روانشناسی مدرن می گوید ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه وجود دارد. یوگا می گوید ذهن فعال ، ذهن منفی و ذهن خفته داریم. ذهن فعال در ارتباط با ضمیر خودآگاه است. ذهن منفی و خفته با ضمیر ناخودآگاه در ارتباط می باشد. اما علاوه بر این ، حالت دیگری نیز وجود دارد که ذهن برتر و یا ذهن بیدار است.جایی که هیچ تمایزی بین جنبه های ذهن نطیر manas ، بودهی ، چیتا و ahamakara وجود ندارد. بایستی بدانیم هر حالتی از ذهن که راجع به آن صحبت می کنیم ، حالت خودآکاه و یا ناخودآگاه می باشد.

    منابع:

1.Yoga magazine          2.www.usenature.com